چشم، اعصاب چشم و ابزارهاي جراحي در نسخههاي خطي بهدست ما رسيده است، ولي تعيين تاريخ دقيق و چگونگي تصويرهاي اصلي اگر هم غيرممكن نباشد دشوار است. اين رسالههاي عربي جديد، بيشتر از رسالههاي قديم سدهٴ نهم و يازدهم، اقتباس شده بود؛ موضوع اين است كه در عصر مورد بحث، معلومات و كار چشمپزشكي در مصر و شام بيش از بقيهٴ نقاط جهان توسعه يافت.
پزشكان يهودي اسپانيا به سنتهاي عربي ادامه دادند و به انتقال آنها در طول كوههاي پيرنه پرداختند. چشمپزشكان يهودي در اروپاي غربي اعتبار زيادي كسب كردند. در سدهٴ سيزدهم، سه نوع چشمپزشكي در ممالك لاتيني وجود داشت: يهودي، بومي، و جراحان متخصص چشم.1
پزشك بومي، پزشك تجربي ــ مرد يا زن ــ بود كه از معالجات عاميانه، آبها و مرهمهاي معجزهآسا استفاده ميكرد؛ جراحان چشم، جراحان معمولي بودند كه برخي بيماريهاي چشم را معالجه ميكردند، از قبيل التهاب چشم، قرحه، آب مرواريد، و غيره. تقريباً همهٴ آثار جراحي لاتيني كه در بخش 51 ذكر شد، حاوي فصلهاي مخصوص جراحي چشم است. چشمپزشكان يهودي ــ عموماً يهودي اسپانيايي ــ متخصصان واقعي بودند، معلومات عربي آنان را قادر ميساخت اطلاعات علمي خود را از بهترين مآخذ كسب كنند. با اين حال، احساسات ضديهود كه عموماً نتيجهٴ جنگهاي صليبي، و خصوصاً ناشي از جنگ صليبي بر ضدّ آلبيگاييان بود، آنان را از فرانسه بيرون راند. در 1246، شوراي بزيه مسيحيان را از بهكار گرفتن پزشكان يهودي منع كرد؛ با اين حال، بر اثر اعتبار چشمپزشكان يهودي، چند سال بعد آلفونسوي سن پواتيه، برادر سنلويي، سبب شد تا شخصي بهنام ابراهيم آراگوني براي معالجهٴ بيماري چشمش بهنزد او رود.
مهمترين اثر عبري ترجمهٴ المنتخب في علاج أمراض العين عمار بن علي موصلي يكي از بهترين چشمپزشكان عرب بود. اين كار به دست ناتان هه ـ مأتي احتمالاً در روم و در اواخر سدهٴ سيزدهم، براي يهودي رومي ديگري به نام اسحاق بن مردخاي انجام گرفت، كه پزشك نيكولاس چهارم (يا بونيفاس هشتم) و سخت مورد احترام جامعهٴ يهوديان بود. متن لاتيني ديگري منسوب به داود ارمني از همان منتخب اقتباس شده بود، ولي ترجمهٴ آن نبود.
اين مطلب ما را به قلمرو لاتيني ميكشاند. رفتهرفته گروه كوچكي از چشمپزشكان مسيحي بهوجود ميآمد كه اطلاعاتي از چشمپزشكي عربي بهدست آورده بودند. اين اطلاعات چگونه به دستشان رسيده بود؟ رسالهٴ حنين بن اسحاق2 را قسطنطين افريقي ترجمه كرد، و اين رساله تا